پانزده

فوریه 24, 2009 - پاسخی بگذارید

لحظاتی تو زندگی هست که خدا به جای اینکه از شدت عصبانیت گوشتو بگیره و حالتو جا بیاره ، یه لطفی بهت میکنه که از خجالت میخوای دیگه زنده نباشی .
الحق و والانصاف که خودِ خودِ خدایی.

چهارده

اکتبر 3, 2008 - پاسخی بگذارید

گویند که از فواید روزه داری درک سختی های فقیران و گرسنگان است . مشکل کار کجاست که پس از 14 قرن روزه داری مسلمانان  روز به روز بر شمار گرسنگان و فقرای جهان اضافه میشود ؟

سیزده

اوت 21, 2008 - پاسخی بگذارید

متاسفانه یکی از مشترکات ایرانیان در مدت زمان برگزاری مسابقات المپیک پکن این بود که ، آنها از باخت هموطننانشان ابراز خوشحالی میکردند . گرچه شاید بسیاری از آنان از ته دل از این شکستها ناراحت میشدند اما در ظاهر اینگونه بیان میکردند که » ما خوشحال تر میشویم اگر حتی یک مدال هم نیاوریم » به راستی چه بر سر این ملت آمده است که اینگونه خود را در مقابل دولتمردان خود احساس میکنند و نزدشان آثاری از وجود چیزی به نان غرور ملی و وطن دوستی نمیبینیم

دوازده

اوت 14, 2008 - پاسخی بگذارید

بعضی وقتها که میشینم و به زندگی بیست و چند ساله خودم فکر میکنم ، به این نتیجه میرسم که خیلی جاها توی انتخابهام اشتباه کرده ام . منظورم اشتباه عقلانی نیست .بالعکس اشتباهاتم دقیقا جاهاییه که منطقی بودم. شاید خیلی بهتر بود به جای منطقی بودن خیلی وقت ها احساسی بودم و با احساسم تصمیم می گرفتم . مثلا با وجود علاقه و استعدادی که به کامپیوتر ،هنر ، تاریخ ، ادبیات ،  باستان شناسی و . . . داشتم مهندسی رو انتخاب کردم . نتیجه اینکه حالا یه مهندس هستم ولی به دنبال تنها چیزی که نیستم همین مهندسیه . شاید خیلی بهتر باشه که دنبال چیزی بریم که دوست داریم ، و نه چیز دیگه . هنوز هم دیر نشده .

یازده

اوت 11, 2008 - پاسخی بگذارید

یکی از بدترین چیزها اینه که وقتی که حال و اوضاع لباسات ردیف نیست به یک مهمونی دعوت بشی . از اون بدتر اینه که توی 2 سال اخیر هرچی لباس خریدی همش اسپورت بوده و از اون بدتر این که این ماه همه حقوق دریافتیتو بردی گذاشتی بانک و سپرده کردی . آخه این وقت دعوت شدن بود . همینم مونده که یه جوش بزرگ رو دماغم سبز بشه

ده

اوت 10, 2008 - پاسخی بگذارید

داره کم کم باورم میشه که زندگی تکرار یه واقعه تکراری ست . دارم به جایی میرسم که اگه یک نفر ازم بپرسه ماه قبلت چطور بود میتونم یک روزمو واسش تعریف کنم و بگم خودت در 30 ضربش  کن . دیگه خیابونها مسیر ها واسم تکراری شده . متروی مفتح واسم تکراری شده . حتی سلام ، صبح بخیر هم دیگه تکراریه و . .

نه

اوت 5, 2008 - پاسخی بگذارید

شاید خیلی بهتر باشه که بعضی وقتها تو زندگیمون کوتاه بیایم – نه اینکه پا عقب بگذاریم – .اگر کمی بیشتر به لجاجت هامون فکر کنیم میبینیم که ممکنه پافشاری ما چه بسا باعث خدشه دار شدن غرور و شخصیت فرد مقابل بشه . اما خوب آدمه و هزاران راه نرفته

هشت

اوت 1, 2008 - پاسخی بگذارید

توی اولین پست این وبلاگم درباره طبیعت و کوه نوشته بودم . و یه قولی دادم که برنامشو حتما میزارم . و خوشبختانه عملی شد . دو روز پیش رفتیم کوه ، شب رو اونجا خوابیدیم  و  صبح برگشتیم . خیلی خوش گذشت . همین .

هفت

اوت 1, 2008 - پاسخی بگذارید

7 روز به شروع المپیک 2008 پکن وقت باقیست . این رویداد جهانی که هر 4 سال یکبار برگزار میشه و با خودش هزاران چیز نو به ارمغان می آره . در حال مطالعه سمبل های المپیک پکن بودم . متوجه شدم که این رویداد چه بستر مناسبیست برای تبادل فرهنگی و شناساندن فرهنگ و هنر و تاریخ یک کشور به جهانیان . وقتی به کشور خودمون فکر کردم دوباره غصه ام گرفت . به راستی ما در چه سالی توانایی برگزتری المپیک را خواهیم داشت و در آن سال بقیه کشور ها چقدر جلوتر رفته اند . ؟

شش

ژوئیه 24, 2008 - پاسخی بگذارید

زیاد واسمون پیش میاد که وقتی مدت زیادی یک لباسی رو نپوشیدیم و دوباره اونو میپوشیم دست میکنیم توی جیبش میبینیم یک اسکناس 2000 تومانی توشه . یک لذت خاصی داره . امروز واسم یه اتفاق مشابه اما یکم متفاوت از این پیش اومد . ماه قبل 5 تا چک پول 100000 تومانی گذاشته بودم توی کمدم و بندرت خرجش میکردم . تا دیروز فکر میکردم که 2تا ازش مونده اما امروز که نگاه کردم دیدم 3 تاست . یه حالی داد که نگو و نپرس

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.