لحظاتی تو زندگی هست که خدا به جای اینکه از شدت عصبانیت گوشتو بگیره و حالتو جا بیاره ، یه لطفی بهت میکنه که از خجالت میخوای دیگه زنده نباشی .
الحق و والانصاف که خودِ خودِ خدایی.
پانزده
چهارده
گویند که از فواید روزه داری درک سختی های فقیران و گرسنگان است . مشکل کار کجاست که پس از 14 قرن روزه داری مسلمانان روز به روز بر شمار گرسنگان و فقرای جهان اضافه میشود ؟
سیزده
متاسفانه یکی از مشترکات ایرانیان در مدت زمان برگزاری مسابقات المپیک پکن این بود که ، آنها از باخت هموطننانشان ابراز خوشحالی میکردند . گرچه شاید بسیاری از آنان از ته دل از این شکستها ناراحت میشدند اما در ظاهر اینگونه بیان میکردند که » ما خوشحال تر میشویم اگر حتی یک مدال هم نیاوریم » به راستی چه بر سر این ملت آمده است که اینگونه خود را در مقابل دولتمردان خود احساس میکنند و نزدشان آثاری از وجود چیزی به نان غرور ملی و وطن دوستی نمیبینیم
دوازده
بعضی وقتها که میشینم و به زندگی بیست و چند ساله خودم فکر میکنم ، به این نتیجه میرسم که خیلی جاها توی انتخابهام اشتباه کرده ام . منظورم اشتباه عقلانی نیست .بالعکس اشتباهاتم دقیقا جاهاییه که منطقی بودم. شاید خیلی بهتر بود به جای منطقی بودن خیلی وقت ها احساسی بودم و با احساسم تصمیم می گرفتم . مثلا با وجود علاقه و استعدادی که به کامپیوتر ،هنر ، تاریخ ، ادبیات ، باستان شناسی و . . . داشتم مهندسی رو انتخاب کردم . نتیجه اینکه حالا یه مهندس هستم ولی به دنبال تنها چیزی که نیستم همین مهندسیه . شاید خیلی بهتر باشه که دنبال چیزی بریم که دوست داریم ، و نه چیز دیگه . هنوز هم دیر نشده .
یازده
یکی از بدترین چیزها اینه که وقتی که حال و اوضاع لباسات ردیف نیست به یک مهمونی دعوت بشی . از اون بدتر اینه که توی 2 سال اخیر هرچی لباس خریدی همش اسپورت بوده و از اون بدتر این که این ماه همه حقوق دریافتیتو بردی گذاشتی بانک و سپرده کردی . آخه این وقت دعوت شدن بود . همینم مونده که یه جوش بزرگ رو دماغم سبز بشه
ده
داره کم کم باورم میشه که زندگی تکرار یه واقعه تکراری ست . دارم به جایی میرسم که اگه یک نفر ازم بپرسه ماه قبلت چطور بود میتونم یک روزمو واسش تعریف کنم و بگم خودت در 30 ضربش کن . دیگه خیابونها مسیر ها واسم تکراری شده . متروی مفتح واسم تکراری شده . حتی سلام ، صبح بخیر هم دیگه تکراریه و . .
نه
شاید خیلی بهتر باشه که بعضی وقتها تو زندگیمون کوتاه بیایم – نه اینکه پا عقب بگذاریم – .اگر کمی بیشتر به لجاجت هامون فکر کنیم میبینیم که ممکنه پافشاری ما چه بسا باعث خدشه دار شدن غرور و شخصیت فرد مقابل بشه . اما خوب آدمه و هزاران راه نرفته
هشت
توی اولین پست این وبلاگم درباره طبیعت و کوه نوشته بودم . و یه قولی دادم که برنامشو حتما میزارم . و خوشبختانه عملی شد . دو روز پیش رفتیم کوه ، شب رو اونجا خوابیدیم و صبح برگشتیم . خیلی خوش گذشت . همین .
هفت
7 روز به شروع المپیک 2008 پکن وقت باقیست . این رویداد جهانی که هر 4 سال یکبار برگزار میشه و با خودش هزاران چیز نو به ارمغان می آره . در حال مطالعه سمبل های المپیک پکن بودم . متوجه شدم که این رویداد چه بستر مناسبیست برای تبادل فرهنگی و شناساندن فرهنگ و هنر و تاریخ یک کشور به جهانیان . وقتی به کشور خودمون فکر کردم دوباره غصه ام گرفت . به راستی ما در چه سالی توانایی برگزتری المپیک را خواهیم داشت و در آن سال بقیه کشور ها چقدر جلوتر رفته اند . ؟
شش
زیاد واسمون پیش میاد که وقتی مدت زیادی یک لباسی رو نپوشیدیم و دوباره اونو میپوشیم دست میکنیم توی جیبش میبینیم یک اسکناس 2000 تومانی توشه . یک لذت خاصی داره . امروز واسم یه اتفاق مشابه اما یکم متفاوت از این پیش اومد . ماه قبل 5 تا چک پول 100000 تومانی گذاشته بودم توی کمدم و بندرت خرجش میکردم . تا دیروز فکر میکردم که 2تا ازش مونده اما امروز که نگاه کردم دیدم 3 تاست . یه حالی داد که نگو و نپرس
